
"تروما"(Trauma) در لغت به جراحتهای شدیدی اطلاق می گردد که در اثر وقوع حادثه یا تصادف به وجود می آیند. در وضعیتهایی که شخص در اثر عفونت دچار تبهای شدید می گردد و یا در انواع سوختگیها، بروز شکستگیهای مختلف استخوانی، حتی زمان وقوع شوک شدید عاطفی و مسمومیتهای شیمیایی، بدن با یک استرس و بحران شدید مواجه می گردد که در اصطلاح به آن "تروما" گفته می شود.
اولین و سریعترین واکنش بدن به تروما، ترشح دسته ای از هورمونهای شیمیایی می باشد که به نوعی مقاومت طبیعی بدن را در برابر شرایط ایجاد شده، افزایش می دهند.
در اثر ترشحات هورمونی خاص در تروما، سطح قند خون بالا می رود و از طرفی تجزیه ی پروتئینها و چربی بدن به صورت غیرطبیعی افزایش می یابد.
شکسته شدن پروتئینهای بدن که غالباً از ناحیه ی عضلات اسکلتی می باشد، سبب می گردد که تعادل ازته منفی ایجاد شود، یعنی میزان ازتی (نیتروژن) که از بدن (از راه ادرار) دفع می شود، بیشتر از مقدار ازتی است که از راه خوردن انواع غذاهای پروتئینی وارد بدن می گردد.
لازم به یادآوری است که ازت یکی از عناصر تشکیل دهنده ی پروتئینهاست که در اثر شکسته شدن آنها وارد کبد شده و به شکل یکی از ترکیبات ازت دار، مثل اوره از راه ادرار دفع می گردد. بیشتر بودن میزان دفع ازت از دریافت آن، به گونه ای بیان کننده ی وجود وضعیت غیرطبیعی و اختلال در سلامت بدن می باشد.
در اثر بروز تروما به مرور نوعی ضعف و تحلیل عضلانی در بیمار مشاهده می گردد، به همین دلیل توجه به بیمار و وضعیت تغذیه ی او در روند بهبودی بسیار موثر است.
در بعضی شرایط حاد، بیمار قادر به خوردن و عمل بلع نیست (مثلاً در سکتههای مغزی) که در این زمان بسته به وضعیت بیمار در بیمارستان از روش تغذیه با لوله استفاده می گردد. در این روش تمام مواد غذایی و آب مورد نیاز به صورت مایع یک دست و هموژن در حجم و زمانهای مشخص، با لوله و معمولاً از راه بینی- معدی وارد دستگاه گوارش بیمار می شود.
گاهی اوقات نیز بنا به دستور پزشک معالج از تغذیه ی وریدی (انواع سرمها) استفاده می گردد. تنها در مواقعی که فرد حالت تهوع و استفراغ ندارد و دستگاه گوارش او به تدریج قادر به هضم و جذب طبیعی می باشد، از تغذیه ی دهانی (خوردن مواد غذایی) برای تامین نیازهای تغذیه ای او استفاده می شود.
در شرایط تروما با توجه به نوع جراحت، هدف اصلی تامین نیازها و حفظ وضعیت تغدیه ای بیمار، به منظور بهرهمندی هر چه بهتر از مواد مغذی مختلف (کربوهیدرات، پروتئین، چربی، ویتامینها، املاح، آب و الکترولیتها) برای نگه داری وزن مطلوب، جلوگیری از تحلیل توده ی عضلانی بدن و تقویت سیستم ایمنی می باشد.
این نوع مراقبت می تواند شامل معمول ترین شکل، یعنی اضافه کردن یک میان وعده ی مناسب به رژیم تا پیچیده ترین روش، مثل استفاده از تغذیه ی وریدی در محیط بیمارستان باشد، که در بالا نیز به آن اشاره شد. به این طریق می توان به فردی که در اثر بروز یک حادثه در شرایط استرس یا بحران شدید قرار گرفته و قادر به دریافت رژیم غذایی عادی خود نمی باشد و از طرفی نیاز متابولیکی او نیز افزایش یافته است، کمک نمود تا شرایط ایجاد شده را پشت سر بگذارد.
می توان برای بالا بردن میزان انرژی رژیم غذایی، از روغن مایع و برای افزایش پروتئین دریافتی علاوه بر استفاده از منابع پروتئینی با ارزش بالا (مثل انواع گوشت، تخم مرغ، شیر و...)، از پودر شیرخشک (در سوپ) نیز استفاده کرد.
در درجه ی اول بسته به نوع ضایعه و تروما، نیاز به انرژی و پروتئین در بیمار افزایش می یابد که باید تحت نظر یک متخصص تغذیه، برنامه ی غذایی مناسبی برای او تنظیم گردد.
چنانچه بیمار قادر به خوردن باشد، با تنظیم وعدههای غذایی روزانه، مواد غذایی لازم در مقادیر کم و دفعات زیاد (به علت بی اشتهایی عمومی که این نوع بیماران خواهند داشت) به آنها داده می شود. گاهی لازم است که برای تامین نیاز بیمار از مکملهای ویتامینی و املاح معدنی استفاده کرد.
در بسیاری از مواقع بیمار دچار هر نوع تروما (جراحت، شکستگی استخوانی، شوک عاطفی، سوختگی و...) که باشد، بعد از طی مراحل حاد اولیه و مراقبت در بیمارستان، با توجه به توصیههای پزشک و متخصص تغذیه، می توان با یک برنامه ی غذایی متنوع و با ارزش تغذیه ای بالا و هضم آسان به گذران بهتر دوره نقاهت او کمک کرد.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
از بدو تولد، والدین مشتاقانه در انتظار رسیدن روزی هستند که فرزندشان شروع به غلتیدن کند، چهار دست و پا برود و روی دو پا بایستد و راه بیفتد. برخلاف تکامل کلامی و زبانی، بررسی مراحل مربوط به تکامل جسمی قابل ارزیابی و سنجش است. تکامل جسمی کودک شامل بخش های جداگانه ای است که در هر یک از آنها کودک می تواند به شیوه ای خاص، کاری را انجام دهد. از زمانی که کودک راه رفتن را فرا می گیرد، ارزیابی چگونگی راه رفتن او اهمیت دارد. آیا او یکی از پاها را در مقابل پای دیگر قرار می دهد؟ طرز راه رفتن او چگونه است؟ آیا قدم هایش را محکم بر می دارد؟
از زمانی که کودک یاد می گیرد با مداد شمعی نقاشی کند، شیوه نقاشی کردن او باید مورد توجه قرار گیرد. چگونه مداد شمعی را روی کاغذ می کشد؟ چگونه آن را به دست می گیرد؟ آیا می تواند فشاری به آن وارد کند و اثری بر روی کاغذ به جا بگذارد؟
برای این که بتوانیم پاسخ پرسش های مذکور را بیابیم بهتر است که با مراحل تکامل جسمی کودک آشنا شویم.
تکامل جسمی کودک را می توان به دو بخش تقسیم کرد:
1) تکامل حرکتی درشت (حرکت های اصلی)
2) تکامل حرکتی ظریف
علاوه بر این دو، بخش های دیگری نیز وجود دارد که کودک را متأثر می سازد و انجام برخی از کارهای جسمی را دشوار می کند.
مهارت های توجهی
مهارت های تلفیقی حسی
1) تکامل حرکتی درشت (حرکت های اصلی)
این بخش از تکامل جسمی کودک، در مرحله نخست مورد توجه والدین قرار می گیرد. تکامل حرکتی درشت یعنی توانایی عمومی یا طبیعی کودک برای حرکت کردن به اطراف و به کار گرفتن همه ی قسمت ها و اعضای بدن خودش. فعالیت هایی مانند غلتیدن روی زمین، چهار دست و پا رفتن، راه رفتن، دویدن، پریدن، از جمله مهارت های حرکتی درشت محسوب می شوند. این مهارت ها معمولاً در برگیرنده ی همه بدن هستند یا با استفاده از بخش های متعددی از بدن در یک زمان به نمایش گذاشته می شوند. هنگامی که قرار است تکامل حرکتی درشت فرزند خود را ارزیابی کنیم لازم است که به نکته های زیر توجه نماییم:
-مقدار سفتی (Muscle tone) عضلانی: وضعیت عضلانی بدن چگونه است؟ آیا عضلات شل هستند؟ یا این که درهم پیچیده و فشرده؟ اگر تون عضلانی کم باشد و عضلات شل باشند حرکت های بدن کودک بدون قدرت و نیرو خواهد بود. اگر تون عضلانی زیاد باشد و عضلات بدن کودک سفت باشند، حرکت های ناپیوسته و منقطع خواهد داشت. البته ارزیابی صحیح این بخش توسط متخصص کودکان صورت می گیرد.
قدرت عضلانی: نیروی عضلانی کودک چقدر است؟ با کمک دست ها و پاهایش چه مقدار نیرو و فشار می تواند وارد کند؟ در حالت ایستاده چه اندازه نیرو می تواند وارد کند؟
چگونگی و کیفیت حرکت های بدن: آیا کودک به نرمی جابجا می شود یا با خشکی و سختی ، دست و پاهایش را حرکت می دهد؟ آرام حرکت می کند یا به سرعت؟ آیا برای این که به اطراف خود برود، تلاش می کند؟
دامنه حرکت کودک : یکی از مهمترین بخش های تکامل جسمی کودک این است که کودک به شکلی حرکت کند که همه بدن او را در بر بگیرد، یعنی حرکت بتواند از یک طرف بدن به طرف دیگر منتقل شود. مانند این که کودک بتواند شیئی یا توپی را از یک دست خود به دست دیگر خود بدهد.
2) تکامل حرکتی ظریف
این اصطلاح به حرکت هایی گفته می شود که نیاز به حرکت های کوچکتر و مهارت ها و قابلیت های پیچیده تر دارند. آنچه که بیشتر معروف است این است که حرکت های ظریف، مهارت هایی هستند که کودک با دستان خود انجام می دهد و می تواند خیلی دقیق نباشد. اغلب فعالیت های کودک برای استفاده صحیح از دستانش در این گروه جای دارد. به طور کلی هنگامی می توان گفت یک کودک از مهارت های حرکتی ظریف برخوردار است که بتواند به خوبی از دستانش استفاده کند و آنها را متناسب با سن خود به کار ببرد.
مهارت های حرکتی دیداری:
این مهارت ها، توانایی کودک برای دیدن ( مهارت دیداری) و استفاده همزمان از دست ها است. در اوایل دوره کودکی می توان به فعالیت هایی چون کنار هم چیدن تکه های پازل، ساختن اسباب بازی با مکعب های خانه سازی یا لِگو و ... اشاره نمود.
مهارت های حرکتی نوشتاری:
هر کاری که شامل استفاده از ابزار نوشتن باشد به عنوان یک مهارت نوشتاری محسوب می شود مانند:
نقاشی کردن، رنگ آمیزی کردن، به کار بردن قلم و... مهمترین نکته در این نوع مهارت ها ، همکاری بین چشم و دست است . کودک با کمک چشمانش، حرکت دست ها را کنترل می کند که چگونه بنویسند یا چگونه نقاشی بکشند.
برنامه ریزی حرکتی
برنامه ریزی حرکتی یعنی ایجاد ارتباطی موفق با محیط فیزیکی اطراف خود، به عبارت دیگر کودک بتواند فعالیت ها و حرکت های خود را برنامه ریزی و سازمان دهی کرده و انجام دهد. زمانی که کودک می خواهد قطعه های یک پازل را کنار یکدیگر قرار دهد، یک بار نگاه کردن به آن کافی نیست ؛ بلکه او باید بتواند فعالیت خود را سازمان دهی کند تا به موفقیت دست یابد. یعنی بداند که با کدام قطعه شروع کند و با کدام قطعه پازل را تمام کند، قطعات همرنگ را در کنار یکدیگر قرار دهد و ... نکته مهم این است که تشخیص دهیم آیا کودک به دلیل وجود مشکل جسمی نمی تواند فعالیتی داشته باشد یا این که از نظر سازماندهی کردن فعالیت با مشکل رو به روست؟
والدین می توانند مهارت های ظریف حرکتی کودک را از روزهای نخست ارزیابی کنند. البته تعیین کردن مرز بین مهارت های حرکتی ظریف و مهارت های حرکتی درشت دشوار به نظر می رسد. در دوره نوزادی و شیرخوارگی کودک نمی تواند به شکلی هماهنگ از دست های خود استفاده کند و حتی تشخیص مرزهای بین مراحل تکامل جسمی دوره های نوزادی، شیرخوارگی و نوپایی ساده به نظر نمی رسد.
اما از سن دو تا سه سالگی تفاوت های موجود بین مراحل تکامل جسمی بیشتر قابل مشاهده خواهد بود، و می توان به فعالیت هایی که کودک با دشواری آنها را انجام می دهد توجه نمود.
روند رشد گفتار
از زمانی که نوزاد شما در لحظه تولد گریه می کند، درواقع روند رشد گفتار خود را آغاز کرده است. در روزها و ماه های اول، به تدریج از گریه او کم شده و بر صداسازی هایش افزوده می شود. کم کم فرزند شما اصطلاحا قان و قون می کند و بعد یاد می گیرد از هجاهای یکسان کلماتی مثل دد، قاقا بسازد که او را به آنچه می خواهد برساند.
در یک سالگی کودک دستورهای ساده (مثل بده، بگیر، ببر، بنداز، بردار و...) را می فهمد و انجام می دهد. سعی می کند صداهایی مثل آنچه از شما می شنود، بگوید. اسم چیزهای آشنا را (مثل بابا، مامان، ماشین، چشم، پا، گوشی، کلید و...) می داند. در حدود 10 کلمه ساده به کار می برد و می داند که برای جلب توجه بزرگترها به جای گریه کردن باید از گفتار یا صداهای دیگر استفاده کند.
در دو سالگی می تواند تعدادی از اشیا معمولی اطرافش را نام ببرد و بین 100 تا 200 کلمه می گوید. گفتارش از عبارت های یک یا دو کلمه ای تشکیل شده و حداقل دو حرف اضافه (مثل تو، رو، زیر) به کار می برد. از ضمیر من و تو به درستی استفاده می کند. سوالاتی مثل توپ کو؟ یا این چیه؟ می پرسد و می تواند به درخواستهای چند کلمه ای (مثل چشماتو نشونم بده) پاسخ دهد. در این دوره کودک از گوش کردن داستان های ساده لذت می برد و دوست دارد آن را چندین بار تکرار کنید. در این دوره شما و دیگر افرادی که با فرزند شما صحبت کنند حدود 70 درصد حرف های او را متوجه می شوید.
در سه سالگی کودک بسیار کنجکاو می شود و با سوالاتی که از شما می پرسد تعداد کلماتش را تا حدود 1000 کلمه افزایش می دهد. اغلب از عبارت های دو یا سه کلمه ای استفاده می کند. حداقل سه حرف اضافه را به کار می برد. اعضای اصلی بدن را می شناسد و اگر نام نبرد، باید بتواند آنها را نشان دهد. دستورات دومرحله ای شما را (مثل جورابتو دربیار، بذار توی سبد) می فهمد و انجام می دهد. می تواند نام، سن و جنسیت خود را بگوید. مفهوم تضاد و تشابه را متوجه می شود. می تواند به سوالاتی از قبیل وقتی خوابمون میاد/ گرسنه ایم/ سردمونه/ گرممونه/ تشنه ایم باید چه کار کنیم؟، جواب قانع کننده بدهد. در این دوره حدود 90 درصد آنچه کودک می گوید قابل فهم است.
در چهار سالگی کودک در حدود 1500 کلمه دارد و عبارت های چهار تا شش کلمه ای می سازد. سوالات زیادی مثل چرا...؟ و یا کجا...؟ و... می پرسد و دوست دارد درباره آنچه انجام داده صحبت کند. با خودش و اسباب بازی هایش حرف می زند، شعر می خواند، داستان تعریف می کند. اسم حیوانات، میوه ها و ماشین ها را می داند و اشیا معمولی در عکس کتاب ها و مجلات را نام می برد. حداقل چهار حرف اضافه را می شناسد. از فعل های مرکب استفاده می کند و تقریبا همه فعل ها را درک می کند. گفتار معمولا به طور کامل قابل فهم است.
در پنج سالگی کودک شما توانایی ساختن جملات طولانی و دارای جزییات زیاد با حدود 2000 کلمه اش را به دست می آورد. کل گفتارش باید کاملا قابل فهم و از نظر دستوری صحیح باشد. می تواند تا 10، به صورت ریتمیک بشمارد و حداقل مفهوم اعداد تا چهار را دارد. می تواند دستورات سه مرحله ای را بدون وقفه پیروی کند. متضادهای معمولی را نیز می شناسد (مثل بزرگ و کوچک، نرم و سخت، سبک و سنگین و...)
در صورتی که کودک شما نسبت به سیر طبیعی رشد گفتار، تاخیر نشان می دهد و یا هنوز به بسیاری از توانایی های متناسب با سن خود دست پیدا نکرده، در اولین فرصت به آسیب شناس گفتار و زبان مراجعه کرده و از پیشنهادهای کارشناسانه او برای کمک به فرزند خود استفاده نمایید.
آشنایی با رشته گفتاردرمانی
گفتاردرمانی یکی از مجموعه های پیراپزشکی واز رشته های توانبخشی است .رشته گفتاردرمانی به بررسی اختلالات گفتاری می پردازد . یعنی درابتدا درمانگر نوع اختلال رابا توجه به علائم و تستهای مختلفی که انجام می دهد تشخیص داده وبا توجه به شدت ونوع اختلال، برنامه درمانی راطرح ریزی می نماید
انواع اختلالات گفتارزبان
انواع اختلالات گفتاروزبان عبارتند از:
1-تاخیر درگفتاروزبان 2- اختلالات روانی گفتار3- اختلالات صوت 4- اختلالات زبانی 5- اختلالات تشدیدی 6- اختلالات تولیدی
1-تاخیر در گفتاروزبان delayed speech and language
افرادی دارای این مشکل هستند که به دلایل مختلف ازقبیل ناشنوایی- عقب ماندگی ذهنی – فلج مغزی دیرتر از حد طبیعی شروع به صحبت می کنند و گفتاروزبانشان درحدسنشان نمی باشد
2-اختلالات روانی گفتارfluency disorder
افرادای که لکنت زبان وپریده گویی دارند جزءاین گروه هستند
لکنت زبان(stuttering ) زمانی اتفاقی می افتد که درروند طبیعی گفتاروقفه های غیر طبیعی وناگهانی بواسطه تکرار صداها هجا ها کشیده گویی :طولانی ادا کردن صدا ها – کلمات وهجا میا نپرانی :گیر:قفل ورفتارها ی وابسته ایجاد می شود.
بریده گویی ( cluttering ) :زمانی اتفاق می افتد که میزان تکلم دچاراشکال شود و گفتارفرد بیش از حد سریع باشد وفرد در گفتاراز گفتن برخی از اصطلاحات صرفنظرکند
3-اختلالات صوتیvoice disorder
زمانی اختلال صوتی وجود دارد که کیفیت ؛زیروبمی ؛ بلندی و انعطاف پذیری صوت فردی متفاوت ازصوت افراد؛ جنس؛ سن؛ گروه وفرهنگ مشابه وی باشد . وجود یاعدم وجوداختلال صوت ومیزان آن نسبت به قضاوت شنونده متفاوت است.بنابراین کودکان ؛ والدین ؛ بزرگسالان و آسیب شناسان گفتار و زبان اختلال یا عدم اختلال را بر طبق نیازها و زمینه خود تعیین می کنند .
اختلالات صوتی را میتوان به صور گوناگون طبقه بندی کرد. برخی براساس سبب شناسی؛ برخی براساس ادراکی وتعدادی دیگر براساس جنبش شناسی تقسیم می کنند.
در طبقه بندی براساس سبب شناسی؛ اختلالات صوتی را میتوان به دو دسته 1- عضوی: که شامل بد آوایی و بی آوایی بدلیل ضایعات بافتی یا بیماریهای عصبی شناخت. 2- روانزاد: که شامل صوت ناهنجار در اثر سایکو نوروز ؛ اختلالات شخصیتی یا الگوی های نادرست تقسیم کرد .
در طبقه بندی براساس دیدگاه ادراکی اختلال دریک یا تعدادی از مؤلفه ها ی صوت شامل زیروبمی بلندی وکیفیت وجوددارد.
درطبقه بندی جنبش شناسی به دوبخش عمده پرکاری وکم کاری صوتی تقسیم می شود علائم اختلالات صوت شامل مواردزیراست
1-گرفتگی صوت 2- نفس آلودگی صدا 3- خستگی صوتی 4- کاهش دامنه آواسازی
5- بی صدا 6- قطع زیروبمی یاصدای زیرنامناسب 7- آواسازی توام باتلاش وکوشش 8 - لرزش
4-اختلالات زبانیlanguage disorder
ازجمله اختلالات زبانی آفازی است .آفازی درسه فراینددرک زبان فرمول بندی زبان و یا هر دواختلال بوجود می آید.
آفازی دراثر آسیب به مناطق مختلف مغزی درنیمکره چپ به علل مختلف مانند تصادف سکته مغزی تروما وغیره بوجود می آید آفازی براساس منطقه ای که آسیب دیده تقسیم بندی شده است وشامل انواع زیراست
1- آفازی ورنیکه 2- آفازی بروکا 3- آفازی انتقالی 4- آفازی ترانس کورتیکال حسی5- آفازی گلوبال 6- آفازی ترنس کوتیکال حرکتی
وبراساس نوع آفازی ممکن است علائم زیر دیده شود. پارافازیا - اختلال تکرار - اختلال درخو ندان ونوشتن – اختلال دردرک وبیان - اختلال درنامیدن
5-اختلالات تشدیدresonance disorder
تشدید زیر مجموعه کیفیت صوت است در اختلالات تشدید دراثر اختلال در عمکرددریچه کامی- حلقی به علل مختلف فرایند تشدید به درستی انجام نمی شود دو به عبارت دیگر توازن خیشومی – دهانی بهم خورده است.انواع اختلالات تشدیدعبارتند از1- خیشومی شدگی بیش ازحد : تشدیدبیش ازحد هوا درحفره بینی که ممکن است همراه با خروج هوا ازبینی باشد یا نباشد.دراین حالت ممکن است برای جلوگیری از خروج هوا درپرده های بینی حرکات انقباضی دیده شود.2- خیشومی کمتراز حد :تشدید صداهای خیشومی درحفره بینی یا صورت نمیگیرد یا بسیار کم است .3- مختلط: به علت اتصال حفره های بینی وانسداد درقسمت خلف یا قدام بینی هردوحالت خیشوم شدگی وجوددارد.
6-اختلالات تولیدی Articulation disorder
اختلالات تولیدی مشخصا ً بیش از هر نوع عارضه گفتاری وقت وتوجه آسیب شناسان گفتار را به خود مشغول میکند و تقریبا 80 درصد موارد اختلالات گفتاری را تشکیل میدهد. اینگونه افراد درتولیدو بیان همخوانهاو واکه ها مشکل دارندوبه صورت های زیر بیان می شوند
1- حذف :یعنی یکی ازهم خوانها را حذف میکنند.(مثلآخ به خط ) 2 - خرابگویی : دراین نوع خطا گوینده به جای واج هدف یک صدا ی غیرمشخص تولیدمی نماید. 3 - اضافی دراین حالت یک صدا یا هجا ی نابجا را وارد واژه یا هجای اصلی مینماید(قوه ری به جای قوری)4- جانشینی : دراین گونه خطاها گویند یک واج استاندارد به غلط جانشین واج هدف میکند (مثلا یوزبه جای روز)
اختلالات تولیدی به علتهای زیر ممکن است بوجود آید
علل کارکردی: یعنی براثر توانیهای حسی بوجود میآید
علل محیطی
آفازی :
آفازی اختلال تکلم و از دست دادن آن بعد از به دست آوردن آن است بیمار آفازیک کلام خود را بطور نادرست ادا کرده و با کلام دیگران را کاملا درک نمیکند . از طرف دیگر دیس آرتیک در هجای الفاظ و لغات دچار اشکال است لیکن از نظر دستوری و انتخاب لغات و واژه های مناسب ایرادی ندارد .
آفازی را باید بتوان از نظر بالینی تشخیص داد چرا که وجود آن معرف وجود ضایعه در کورتکس یا بلافاصله زیر کورتکس و زیر نیمکره چپ است .
در این زمینه دو استثنا ء وجود دارد :
1- برخی از افراد که بااصطلاح چپ دست هستند نیمکره راست را جهت تکلم بکار میگیرند .
2- آفازی مربوط به ذکر اسامی آنومیک آفازیا ممکن است بعلت اختلالات متابولیک و یا ضایعات فضا گیری باشد که فشار ایجاد میکند .
از آنجاییکه انواع مختلف آفازی دارای اتیولوژی های متفاوت هستند لذا طبیب در ابتدا باید قادر باشد که وجود آفازی را تشخیص دهد و در ثانی باید نوع آفازی را تعیین کند .
آناتومی آفازی :
قدرت تکلم در همه افراد با اصطلاح راست دست و اغلب افراد به اصطلاح چپ دست مربوط است به فونکسیون نیمکره چپ.
نقاط آناتومیکی که به تکلم مربوط می شوند در مسیر شاخه های شریان مغزی میانی که شیارهای رولاندو وسیلویوس را احاطه کرده اند قرار دارند . تولید صوت و ادای آن بصورت کلمات به چهار ناحیه دراین منطقه مربوط می شود که از عقب تا جلو قرار گرفته اند . لذا ارتباطات آناتومیک مربوط به تکلم ما بین مناطق ور نیکه یا قسمت خلفی اولین گیروس گیجگاهی . گیروس زاویه ای . دسته قوسی . و منطقه بروکا یا ثلث خلفی گیروس پیشانی وجود دارد .
منطقه ورنیکه :
در مجاورت کورتکس اولیه شنوایی قرار داشته و مرکز درک کلماتیکه توسط دیگران گفته می شود و نیز مرکز درک کلمات گفته شده توسط خود فرد است . این منطقه با گیروس زاویه ای که مرکز تجزیه و تحلیل احساس و اطلاعات دیگر همراه با آن است ارتباط دارد .
دسته قوسی :
بصورت طنابی از ماده سفید است که به منطقه بروکا که مرکز اعمال حرکتی تکلم است ختم می شود منطقه بروکا در عین حال قادر است اطلاعات بدست آمده از سایر مناطق مربوط به تکلم را بزبان دیگر در آورده و با تولید صوت و ادای کلمات نقش فیزیولوژیک خود را انجام دهد .
پنج نو ع مختلف آفازی :
1- آفازی بروکا :
این نوع آفازی در اثر ضایعه در منطقه بروکا و یا نواحی مجاور آن بوجود می آید و خصوصیات آن بقرار زیر است :
الف - حرف زدن به آهستگی صورت گرفته و سلیس نیست و بعلاوه هجای کلمات دچار اشکال بوده و با سعی زیاد بیمار صورت میگیرد. حرف زدن بیمار بااصطلاح تلگرافی است بدین معنی که کل حرفی که بیمار میزند بسیار کاهش پیدا کرده و بیمار لغات کوچک و یا انتهای برخی لغات را در هنگام تکلم حذف کرده و آنرا ادا نمی کند .
ب - درک لغات نوشته و یا گفته شده خوب است و ایرادی ندارد .
پ- تکرار یک لغت هر چند که با سعی و زور زدن بیمار صورت میگیرد خوب است لیکن تکرار یک عبارت با اشکال صورت میگیرد بخصوص عباراتی که با یک فعل کمکی همراه هستند . نظیر : ..... واست یا ..... مگر باشد و یا .....اما است و ...
ت - بیمار در هنگام نوشتن دارای حالت افازیک است .
ث- بیمار در نام بردن اشیاء مختلف دچا راشکال است .
ج - ضعف عضلات یک طرف بدن وجود دارد که معمولا در بازو شدید تر از پاست و این حالت بعلت نزدیک بودن کورتکس حرکتی به منطقه بروکااست .
چ- بیمار از کمبود و نقص خود مطلع است و غالبا وازده و دچار افسردگی است .
ح - با کمال تعجب در برخی بیماران می توان مشاهده نمود که بیمار قادر است بدون اختلال تکلم ملودی ای را زمزمه کند و حتی آفازی وی در هنگام فحش دادن و نفرین کردن دیگران از بین میرود .
2- آفازی ورنیکه :
بعلت ضایعه منطقه ورنیکه و یا نواحی مجاور آن بوجود می آید :
الف - سخن گفتن بیمار واضح و دارای ریتم و هجای طبیعی می باشد لیکن بیمار از نظر ارائه اطلاعات و مطالب دچار می باشد زیرا که از الفاظ زائد و لغات بی محتوی و نادرست استفاده می کند .
ب - بیمار از لغات و صداهای نادرست استفاده می کند . مثلا بجای این که بگوید این دست من است می گوید این شبدر من است .
پ- بیمار در درک لغات گفته شده و یا نوشته شده دچار اشکال است .
ت - طرز نوشتن مثل سخن گفتن دچار اشکال است هر چند که شیوه نویسندگی ممکن است درست باشد .
ث - تکرار لغات و عبارات دچار اشکال است .
ج - نام بردن اشیاء دچار اشکال است .
چ- همی پارزی وجود نداشته و یا بسیار خفیف است و این امر بعلت دور بودن کورتکس حرکتی از محل ضایعه است . هیم آنوپسی و یا کوادری آنوپسی ممکن است وجود داشته باشد .
ح - بیماران ممکن است که به کمبود و نقص خود واقف نباشند و لذا غالبا حتی در موارد حاد بیمارای دچار وازدگی و افسردگی نمی شوند .
3- آفازی هدایتی :
بعلت ضایعات لوب تمپورال و یا پاریتال است که دسته قوسی ویا الیاف ارتباطی را نیز گرفتار می کند .
الف - سخن گفتن بیمار واضح است لیکن اطلاعاتی که بدست می آید کامل نیست و اختلالات پارافازیک شایع است .
ب - بیمار قادر به درک مطالب گفته شده و یا نوشته شده می باشد لیکن درخواندن مطالب دچار اشکال است .
پ- بیمار در تکرار لغات و عبارات دچار اشکال است بخصوص در تکرار عباراتی که شامل لغات کوچک دستوری است .
ت - نام بردن اشیاء برای بیمار مشکل است .
ث- قدرت بیمار در نوشتن مطالب مختل شده هر چند که شیوه نگارش بیمار ممکن است درست بشاد .
ج- همی پارزی در صورتی که وجود داشته باشد معمولا خفیف است .
4 - آفازی در نام بردن اشیاء :
این نوع آفازی بعلت ضایعات کوچک گیروس زاویه ای . انسفالو پاتی های متابولیک ویا توکسیک و یا ضایعات کوچک فضا گیر که در منطقه ای دور از ناحیه تکلم قرار دارند دیده می شود .
الف - سخن گفتن بیمار واضح است لیکن اطلاعاتی که بیمار بدست می دهد ناقص و مبهم است و آن بعلت اختلالات پارافازیکی است که وجود دارد . هر چند که این نوع آفازی را به جهت اشکال در نام بردن اشیاء می خوانند لیکن تنها یافته بالینی در این نوع آفازی نیست .
ب - بیمار قادر به درک کلمات گفته شده و نوشته شده است .
پ- همی پلژی وجود ندارد .
ت - در ک مطالب و تکرار لغات و عبارات طبیعی است .
5- آفازی گلوبال :
این آفازی در ضایعات بزرگی که دو منطقه بروکا و ورنیکه را گرفتار می کند دیده می شود همی پارزی در این آفازی وجود داشته و بعلاوه بیمار قادر به درک مطالب و صحبت کردن نمی باشد . در انفارکتوس های وسیع مربوط به محدوده تغذیه ای شریان مغزی میانی دیده می شود .
طرز معاینه بیماران آفازیک :
قبل از هر چیز باید معین نمود که آیا بیمار دچار آفازی است یا نه و سپس به تعیین نوع آن پرداخت :
الف - به حرف زدن بیمار گوش دهید . اگر بیمار واضح و سلیس صحبت می کند ضایعه در قسمت خلفی است و اگر حرف زدن بیمار سلیس نیست ضایعه در قسمت قدامی قرار دارد .
ب - آیا بیمار می تواند بدون اشکال بخواند و بنویسد اگر این طور است بیمار آفازیک نیست .
پ - آیا همی پارزی وجود دارد ؟ اگر این طور است ضایعه در قسمت قدامی قرار دارد که منطقه حرکتی را گرفتار کرده است .
ت - انواع مختلف آفازی را که در آن حرف زدن بیمار سلیس است جدا کنید و برای این منظور ببینید که آیا بیمار قادر به تکرار و درک مطالب و نام بردن اشیاء است یا نه ؟
آفازی ورنیکه :
بیمار قادر به تکرار مطالب نیست و در نام بردن اشیاء دچار اشکال است .
آفازی هدایتی :
بیمار قادر به تکرار مطالب نیست اما قدرت درک مطالب را داشته و بعلاوه در نام بردن اشیاء دچار اشکال است .
آفازی درنام بردن اشیاء :
قادر به درک مطالب و تکرار لغات و عبارات بوده لیکن در نام بردن اشخاص دچار اشکال شده است .
اهمیت تعیین کردن نوع آفاز ی:
تعیین نوع آفازی سطحی از سیستم عصبی را که دچار ضایعه شده است معلوم می کند اگر آفازی وجود داشته باشد ضایعه معمولا د رکورتکس نیمکره چپ است . در شخصی که در بکار گرفتن دست راست خود دچار اشکال بوده و آفازی خفیفی هم دارد حتما باید یک ضایعه نیمکره ای را مطرح ساخت و وجود مثلا ضایعه ای در شبکه بازویی را به اطمینان رد کرد .
وجود آفازی دال بر اختلال عمل آن ناحیه از نیمکره هاست که جزء محدوده تغذیه ای شریان مغزی میانی محسوب می شود و غالبا در اثر ضایعات شریان کاروتید داخلی در گردن بوجود می آید .
تنگی قابل توجه شریان کاروتید داخلی ممکن است که با عمل جراحی اصلاح شود و در صورت تشخیص به موقع می توان از تبدیل آفازی زود گذر و خفیف به آفازی کروی جلوگیری کرد .
شروع ناگهانی آفازی ای که بدو همی پارزی باشد و در آن تکلم بسیا رسلیس و واضح باشد معرف وجود آمبولی در شاخه خلفی شریان مغزی میانی است که در این مورد باید در جستجوی کانون آمبولی در قلب و یا شریان کاروتید بود .
اگر علت آمبولی مربوط به قلب باشد در این صورت از آنتی کواگولانها باید استفاده نمود و اگر گمان وجود ضایعه در کاروتید میرود معمولا با استفاده از آنژیوگرافی بدنبال ضایعه ای در این شریان می گردیم که ممکن است با کمک جراحی درمان پذیر باشد .
بهر حال این اصل بالینی را در نظر داشته باشید :
شروع ناگهانی آفازی بدون هی پارزی معرف وجود آمبولی است .
تذکر:
آپراکسی بمعنای اختلال در انجام حرکات ارادی است که به منظور و مقصود معینی انجام می پذیرد و وجود آن را به اختلال عمده ای در حس و حرکت نمی توان نسبت داد .
این حالت عموما باسندرم های آفازیک همراه است .
آگنوزی بصورت اختلال در تشخیص است که اختلال اساسی حسی و یا حرکتی در آن وجود ندارد .